قشنگ روزگار من
یک شب به خوابم آمدی... گفتی...
-عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل را به یکدیگر پیوند می دهد
-عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید

نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1384ساعت
12:46 توسط سارا نظرات (169)|
*عشق. فراموش کردن خود
در وجود کسی است که
همیشه و در همه حال
ما را به یاد دارد*

نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1384ساعت
12:33 توسط سارا نظرات (71)|
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق یافتم

نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1384ساعت
11:42 توسط سارا نظرات (129)|
در التهاب شنیدن ترانهء گام های تو هستم
که به سوی من می آیی
و عاشقم بر انتظارات آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم
دوستت دارم......

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1384ساعت
12:20 توسط سارا نظرات (21)|
گویی
خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمی خوانند
آن گاه که چشم می گشایم و می بینم
با تو نیستم

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1384ساعت
12:09 توسط سارا نظرات (28)|

بهشت هیچ است
در برابر گام برداشتن در کنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه





نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1384ساعت
11:56 توسط سارا نظرات (23)|
به سوی من بیا
تا تو را حس کنم
و دنیا خواهد دید
داستان عشقی سوزان را
که شعله اش در قلب من خواهد بود

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1384ساعت
11:48 توسط سارا نظرات (12)|
| Design By : Night Skin |
