قشنگ روزگار من
یک شب به خوابم آمدی... گفتی...
در التهاب شنیدن ترانهء گام های تو هستم
که به سوی من می آیی
و عاشقم بر انتظارات آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم
دوستت دارم......

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1384ساعت
12:20 توسط سارا نظرات (21)|
| Design By : Night Skin |
